پیوند میان اراده و جادو چیست و در کدام فرهنگها میان اراده و کارکرد جادو پیوند وجود دارد!؟
(از دریچهی انسانشناسی فرهنگی)
دیباچه
پیش از آنکه این گفتار را آغاز کنیم، باید یادآور شوم که کارکرد زبانشناختی و چَمِ واژهی «جادو» در ایران باستان، با ایران امروز دگرگونی فراوان دارد. جادو یا جادوان در ایران باستان و بهویژه در سنتهای اوستایی به موجوداتی از جهان انگرهمینو و هم ردیف با دیوان و پریان گفته میشود. در این دوران واژهی «جادو» به چمِ نیرو و موجودی زیانآور و تاریک، از جهان انگرهمینو است که تلاش میکند تا گیتی را نابود کند، سامان آن را بههم بریزد و آشوب به پا کند.. این درحالی است که جادو در زبان پارسی نو، به هر نیرویی که بتواند جهان مادی (یا مینوی) را دگرگون کند و خارج از قوانین فیزیکی آن را بسازد یا دگرگون کند، گفته میشود. در اینجا واژگان افسون و جادو تا اندازهای همردیف هستند! (فراموش نکنیم که واژهی Magic نیز از واژهی کهن مُغ یا Mag یا مغان بهوجود آمده و بهکارهایی که مغان باستانی «پیشازرتشتی» انجام میدادهاند، اشاره دارد.)
نیروی اراده چیست؟
در فلسفه، روانشناسی و سایر زمینههای انسانگرا، اراده به عنوان نیروی ذهنی یا عزم برای عمل به خواستهها، اهداف یا اصول اخلاقی، اغلب در مواجهه با مقاومت، دشواری یا وسوسه شناخته میشود. فیلسوفانی مانند فردریش نیچه قدرت اراده را نیروی کنش رفتار انسان میدانند. در ایده او از «اراده بهسوی قدرت» یاد شده است؛ نیرویی درونی که افراد را برای دستیابی و بالابردن خود در جهان هدایت میکند. از دیدگاه روانشناختی، قدرت اراده بیشتر با مفاهیمی مانند خودکنترلی و انگیزه پیوند دارد. برای نمونه، زیگموند فروید، ذهن انسان را میدان نبرد خواستههای گوناگون میداند و با نیروی اراده بهعنوان مکانیزمی که از راه آن عقل و خویشتنداری بر غرایز پست غلبه میکند. در علوم انسانی، بهویژه در ادبیات و انسانشناسی فرهنگی، نیروی اراده بیشتر بهعنوان جوهرهی کنش انسانی به تصویر کشیده میشود. خواه قهرمانی باشد که بر شانسهای بزرگ غلبه میکند یا جامعهای که بهطور جمعی برای زندهماندن از ناملایمات تلاش میکند، نیروی اراده بهعنوان نیروی درونی شناخته میشود که افراد را به فراتر رفتن از چالشهای بیرونی میکشاند.
انسانشناسی فرهنگی، قدرت اراده را در چارچوب آیینها و نظامهای باورمند میبیند، جاییکه افراد یا گروهها نیروی ذهنی و روحی خود را برای دستیابی به حس کنترل بر عدم قطعیتهای زندگی مهار میکنند. بسیاری از آیینها، مانند تمرینهای مراقبه یا آیینهای عبور، با رویارویی با محدودیتهای جسمی و عاطفی، ارادهی فرد را بهبود میبخشد.
در علوم اعصاب و روانشناسی تجربی، اراده با کنترل شناختی و قشر جلوی مغز، بخشی از مغز که مسئول تصمیمگیری، برنامهریزی و تنظیم رفتار است، مرتبط است. مطالعات در این زمینهها اغلب بررسی میکنند که چگونه اراده بهعنوان یک سرچشمهی ناکافی کار میکند. مفهوم کاهش اعتماد به نفس، نشان میدهد که اراده مانند ماهیچهای است که پس از استفاده خسته میشود، به این معنی که پس از کارکردن بیش از اندازه، میتواند سست شود. برای نمونه، مقاومت در برابر وسوسه در اوایل روز میتواند مقاومت در برابر وسوسه دیگری را بعدا سختتر کند. مطالعات تجربی همچنین نشان داده است که میتوان اراده را از طریق تمرینهای ویژخ، مانند درنگ در ارضا (مانند آزمایش معروف مارشمالو) تقویت کرد. آموزش انضباط شخصی از طریق چالشهای کوچک و مداوم میتواند ظرفیت کلی فرد برای کنترل خود را بهبود بخشد، یافتهای که با شیوههای فرهنگی کهن، مانند مراقبه یا زهد برای تقویت اراده همسو میشود.
چکیده آنکه، نیروی اراده بهعنوان ترکیبی از نیروی ذهنی، خود انضباطی و تمرکز بر روی هدف در نظر گرفته میشود که هم توسط روانشناسی فردی و هم چارچوبهای فرهنگی شکل میگیرد.
پیوند میان نیروی اراده و جادو
در بسیاری از فرهنگها، بهویژه آنهایی که جهانبینی کهن، اسطورهای یا جادویی دارند، نیروی اراده و جادو پیوند تنگاتنگی باهم دارند. جادو، در این زمینهها، بیشتر پیدایش یک ارادهی نیرومند است. خواه طلسمکردن، فراخوانی یک ایزد یا موجود فراطبیعی و یا استفاده از آیینها برای تأثیرگذاری بر جهان باشد، نیروی پشت آن در بیشتر زمانها ارادهی کاربر است.
اینجا چگونگی کارکرد این پیوند را بررسی میکنیم:
اراده در جایگاه سرچشمهی جادو:
در سنتهای جادویی، نیروی اراده بیشتر در جایگاه سرچشمهی بنیادین نیروی جادوگر یا شمن دیده میشود. برای نمونه، در سامانههای جادویی باستانی و مدرن (مانند آنهایی که در باطنیگرایی غربی یا شیوههای شمنیستی وجود دارد) تأکید میکنند که جادو تنها در مورد خواندن واژگان یا انجام آیینها نیست، بلکه گردآوری و هدایت انرژی درونی و هدف شکلدهی به واقعیت است. به این معنا، افسون و جادو هنر تحمیل اراده خود بر جهان است، که بیشتر بر خلاف قوانین طبیعی است. در فرهنگهایی که شمنیسم یا سایر ریختهای همکنش روحانی را تمرین میکنند، نیروی ذهنی و مینوی شمن که از راه آموزشهای سخت یا حالتهای آگاهی دگرگون شده (مانند خلسه) پرورش مییابد، بهعنوان توانمندی آنها برای عبور از جهانهای دیگر یا تأثیرگذاری بر نیروهای مینوی دیده میشود. در اینجا، نیروی اراده، سوختی است که ارتباط آنها را با جهان فراطبیعی و مینوی ممکن میکند.
اراده درجایگاه سامانپذیری آیینی:
بسیاری از سامانههای جادویی، شامل دورههای طولانی تمرین آیینی هستند که بیشتر به پایداری ذهنی و احساسی نیاز دارند؛ مانند گرسنگی کشیدن، تشنگی کشیدن، مراقبه یا رعایت قوانین سختگیرانهی اخلاقی. اینها همه تمرینهایی هستند که برای تمرکز و تقویت اراده طراحی شدهاند. ایده این است که هر چه ذهن و بدن تمرینکننده، سامانمندتر باشند، تواناییهای جادویی آنها نیرومندتر میشود و بازتاب روشی است که نیروی اراده بهعنوان شکلی از سامانمندی ذهنی یا مینوی در چارچوبهای روانشناختی یا فلسفی کار میکند.
اراده انسان و اراده کیهان:
در برخی از سنتها، بهویژه آنهایی که تحت تأثیر باورهای باستانی ایرانی، زرتشتی و یا شرقی هستند، اراده تنها یک منبع فردی نیست، بلکه نیرویی است که آدم را با انرژیهای کیهانی بزرگتر یا ارادههای آسمانی همسو میکند. پس افسونگری و جادو، گونهای کنش داشتن، کوبیدن و همکنشی بر این جریانات و نیروهای گیهانی است تا از این راه، آن نیروها و ارادههای آسمانی و طبیعی را، از راه نیروی ارادهی شخصی دگرگون کنند. این ایده در باورهای باستانی ادامه مطلب ...